درخرداد ماه سال 87 اساسنامه جدید سازمان تامین اجتماعی به تصویب هیات محترم وزیران رسید .البته قانون گذارقبلا اصلاح اساسنامه یا عناوین مختلف دیگرفعال در قلمرو بیمه ای حمایتی و امداد و نجات را پیش بینی و ظرف زمانی یکساله برای مجریان در خصوص این امر تعیین کرده بود.
لذا اصلاح اساسنامه سازمان تامین اجتماعی فی النفسه نه تنها کاری لازم بلکه با تاخیر هم مواجه بوده است ولی انچه در این اساسنامه جای تامل و برسی بیشترداردلزوم پرداختن عمده تر به ساختار سازمان تامین اجتماعی است که می بایستی با دقت بیشتر و توسط کارشناسان خبره تر صورت می گرفت . قانون ساختار نظام جامع تامین اجتماعی برای این ساختار محدودیتهائی را تعیین کرده است که بنظر میرسددقیقارعایت نگردیده است .
یکی از ارکان قابل توجه و مهم و پر اهمیت در سازمان تامین اجتماعی شورایعالی و ترکیب ان است که نصف بعلاوه یک انرا بایستی وزیر رفاه و تامین اجتماعی به شورایعالی رفاه و تامین اجتماعی (یکی از ارکان وزارت رفاه )پیشنهاد دهد حال شورایعالی تامین اجتماعی بلحاظ محدوده دارای 16 عضو است 8 نفرعضو دولتی 4 نفرعضو کارفرمائی و3 نفر عضو بیمه ای .از 8 عضو دولتی یکی ریاست محترم جمهور می باشد و 3 نفردیگر را معاونین ایشان تشکیل می دهند و 4 نفر دیگر را وزرای کابینه یعنی نیمی از اعضا از حوزه ریاست جمهوری - و غیر پاسخگو - هستندو رئیس شورایعالی سازمان تامین اجتماعی نیز رئیس جمهور خواهد بود. والبته ایشان همزمان ریاست شورایعالی رفاه و تامین اجتماعی رانیز عهده دار می باشد موضوع مهم و بنظر اینجانب دارای اشکال موارد زیر می باشد.
1- وزیر رفاه بعنوان پیشنهاد دهنده عناصر دولتی در جایگاهی قرار دارد که رئیس جمهور راپیشنهاد کند و فرایند تائید شورایعالی رفاه و تامین اجتماعی و تصویب هیات وزیران و البته احراز شرایط سازمان مدیریت در مورد ایشان انجام شود.
2- وجود 4 عضو از حوزه ریاست جمهوری پاسخگو ئی وزیر را زیر سئول نمی برد؟ و اساسا میتوان وی تنها پاسخگو در مقابل مجلس و مردم در این وضعیت دانست.
3- صرفنظر از اینکه چه کسی رئیس جمهور باشد ایا ریاست شورایعالی رفاه و تامین اجتماعی و شورایعالی تامین اجتماعی توئما در شان رئیس جمهور است ؟
4- باز هم صرفنظر از اینکه چه کسی رئیس جمهور باشد ایا بدین نحو سیطره دولت بر امور مالی سازمان تامین اجتماعی محرز نمی گردد.
5- مجددا باز هم صرفنظر از اینکه چه کسی رئیس جمهور باشد با ساختار جدید ایا استفاده از منابع سازمان در سایر امور ساده تر نمی شود؟
6- ایا بهتر نبودکه بجای رئیس جمهور و سه معاون ایشان و چهار وزیر حداقل چهر نف از افراد خبره و صاحب نظر و بدور از مشغله های زیاددر این کرسی مهم و با اهمیت حضور می یافتند و وزیر رفاه هم می توانست با اختیار توئم با مسئولیت کافی پاسخگو تر باشد.
در حاشیه همین اساسنامه عجیب اینجاست که قدرت تغییر نرخ بیمه و نیز شرایط بازنشستگی هم به این شورا محول شده است که در عین تعجب آور بودن خطر ناکترین تعغیر در این اساسنامه بوده است .
راستش را بخواهید سازمان تامین اجتماعی و سازمانهای مشابه آن یک قانونگذار بیشتر ندارد و ان قانونگذار نه مجلس می تواند باشد ونه شورایعالی تامین اجتماعی و نه دولت .بلکه اصول و قواعد سازمان تامین اجتماعی محاسبات بیمه ای است .مه هم نرخ وم هم شرایط بازنشستگی و هم نوع سرمایه گذاری و همه چیز سازمان را می سازدحالا که ما این ابزار را نداریم و یا بر ان سوار نیسستیم لااقل بایستی ترکیبی را بعنوان ارکان انتخاب کنیم که بیشترین دغدقه شان سازمان تامین اجتماعی باشد و منافع بیمه شدگان و کارفرمایان و مصالح جامعه را مد نظر بگیرند و الا تجربه نشان داده است که حضور افرادی با این مناصب تخصصی نه تنها ثمر بخش نبوده است بلکه یا جنبه تشریفلتی داشته است ویا جنبه تضعیفی .
مطلب زیاد است ولی جایش اینجا نیست و همین اشاره کوچک برای عقلا کافی خواهد بود خواه عما کنند و خواه بی اعتنا از ان بگذرند که در اینصورت دیگر کار عقلائی نکرده اند.